روزگار دو مهندس

دست نوشته هایی از روزگار یک زوج مهندس

روزگار دو مهندس

دست نوشته هایی از روزگار یک زوج مهندس

وبلاگ "روزگار دو مهندس" دربردارنده خاطرات و نظرات یک دختر و پسر مهندس است...

تفکیک جنسیتی
ریز مکالمات
راویان
نشان‌واره
روزگار دو مهندس
👨‍

اورژانس رایانه

يكشنبه, ۲۳ خرداد ۱۳۹۵، ۰۸:۵۶ ق.ظ

:Zahra

نمیره؟؟

😢


نهعهه

مُرررررد

😭😭😭😭😭


روشن نمیشهههه

مرده فک کنم
اعضاشو اهدا میکنم😔


الان داری چیکار میکنی؟ (:Amin)

هیچی، نگاش میکنم

اونم چشاشو بسته
😭😭😭😭

نگام نمیکنه
نفسم نمیکشه
امییییین؟

لپ تاپم مُرد؟

بگو من تحملشو داااارم

اینا چت‌نوشته های خانومم هس مال وقتی که لبتابش روشن نمیشه و داره از من کمک میگیره و همزمان، احساساتش جریحه دار شده! 😀😀😀


این مدت که خانوم توی ینگه دنیا(!) به تحصیل مشغول بود؛ یکی از وظایف من، کمک آنلاین به ایشون برای حل مشکلات کامپیوتری بود! اونم در اسرع وقت و اورژانسی!

و اوج این کار، وقتی بود که یه مشکل حاد در اتصال یک ماژول سخت افزاری به لبتاب رخ داده بود و بسیار هم موضوع حیاتی و حیثیتی شده بود(که شرحش یه مطلب مجزا می‌طلبه!)

خلاصه هرچی سعی کردیم با چتینگ مشکل رو حل کنیم، نشد و دست به دامنه فناوری "ریموت کنترل" شدیم! به کمک نرم افزار TeamViewer از راه دور کنترل لبتاب رو بدست گرفتیم و پس از یکی دو ساعت موفق شدیم مشکل لاینحل رو حل کنیم!

اون لحظه رو یادم نمیره... کللللی هردو ذوق‌مرگ شدیم! من در منزل و خانوم در دانشگاه!


پ ن: 11-11 مساوی! 😉

موافقین ۷ مخالفین ۰ ۹۵/۰۳/۲۳
️ نوشته شده توسط امین

تجربه TeamViewer

رایانه کمک

کنترل از راه دور

نظرات  (۱۵)

من وقتی لپ تاپم چیزیش بشه خودمو میکشم فقد
دقیقا مثل همین دیروز:(
اگه کمک خواستید همینجا نظر بذارید!
(((:چ عشقولانه
(:
۲۳ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۱۴ یا فاطمة الزهراء
من لپ تاپم چیزیش شه سعی میکنم خودم درستش کنم یه بار سر همین بدتر ترکوندمش :)) ولی کلی هم چیز یاد گرفتم
آدم تا خرابکاری نکنه چیزی یاد نمیگیره!
۲۳ خرداد ۹۵ ، ۱۶:۰۲ علیرضا امیدیان نسب
خخخ چه زیبا
منم سعی میکنم لپ تابمو خودم درست کنم
ماشا الله!
:))) دمتون گرم! چه خانوم صبورى دارین! من نمیتونم وایسم کسى به دادم برسه خودم مهندسیو شروع میکنم و در اکثر مواقع گند میزنم :))))
(:
چه خوبه آدم مهندس باشه ها....هه...
(:
۲۳ خرداد ۹۵ ، ۱۸:۳۸ سیّد محمّد جعاوله
موفق باشن
مچکر :)))
شوما مکالمات منو زمانی که در سوگ لپ تاپم نشسته بودم سیو کردی؟؟؟؟
واقها که :((( با احساساتم بازی شد ...!
.
.
وااای یادته اون پروژه کنترل رو؟؟؟؟؟ میخاستم دق کنم سرش...وقتی کار افتا اینقدر جیق زدم که ناخداگاه بچه های اتاقم جیق میزدن از شادی :D
.
.
اینگاری عقب افتادم!!
باید دست به کار شم برا پست جدییید!!!!!!

بهله! ترسیدم از کلودِ تلگرام پاک شه، گذاشتمش اینجا که «بَیان» برای همیشه برام نگهش داره! 😄
.
.
.
آره یادمه چه سروصدایی راه انداختین!
ی همچین حسیو وقتی گوشی مامانمو میزنم داغون میکنم میره تو هنگ دارم 
لب تاب بی چارم تا الان بام ساخته قربونش برم خراب نشده 
کلا با این گند زدنا موافقم! البته اگه کسی نباشه برا کمک!
خخخخخخ
آغا چرا میخندید؟
بحث مرگ و زندگی لپ تاپم بود!!!!!!
خخخخخ
:(((
خنده نداره هااا...خب لپ تاپم در حال مرگ بود!!!
خدا را شکر که تکنولوژی به خدمت انسان در آمده و آفرین به شما که توانستید برای حل مشکلتان از آن به خوبی استفاده کنید...
موفق باشید...
ممنون و متشکر :)))
اصا در کتب تاریخی آمده است جواب دادن به نظرات زیر پست همسر واجب شرعی می باشد :))))))
:)
:))))))
ممنون و تشکر ...
ممنون از نگاهتون
۲۵ خرداد ۹۵ ، ۱۹:۵۶ (ک) (شباهنگ)
درود بر شما..
منهم همیشه دست به اچارم خوبه..
ولی بعضی وقتا آچار اونو خراب میکنه 
نه من   :)
امان از این آچارا! (;

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی