روزگار دو مهندس

دست نوشته هایی از روزگار یک زوج مهندس

روزگار دو مهندس

دست نوشته هایی از روزگار یک زوج مهندس

وبلاگ "روزگار دو مهندس" دربردارنده خاطرات و نظرات یک دختر و پسر مهندس است...

تفکیک جنسیتی
ریز مکالمات
راویان
نشان‌واره
روزگار دو مهندس

حرف خاصصی نیست...

فقط خدا رو خیلی خیلی شاکرم بخاطر به دنیا آوردن تو!  😊


اینم هدیه مجازی امسال:

استیکر عاشقانه

استیکر دونفره! 😍

https://telegram.me/addstickers/twomohandesblog

۲۵ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۵ ، ۲۱:۵۵
️️ نوشته شده توسط امین

بله. جانم برایتان بگوید، پارسال همین موقع ها بود که بنده شب سوار اتوبوس شدم به مقصد دانشگاه و صبح خسته و خورد رسیدم و ازونجایی که فرداش اولین امتحان پایان ترمم بود و اصلا اون درس رو نخونده بود شروع کردم به خوندن...ولی لامصب خستگی مراسم عروسی پریشب و خواب کم توی اتوبوس دیشب نمیذاشت درس بخونم و هی چشمام بسته میشد...این شدکه تصمیم گرفتم پاشم برم تو راهرو خوابگاه و راه برم و بخونم...توی پاگرد مشغول خوندن بودم که تشنم شد و رفتم بالا آب خوردم و حین پایین اومدن از پله جزوه رو گرفته بودم جلوم و میخوندم که ناگهان...!

۱۷ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۱۳ دی ۹۵ ، ۲۳:۴۹
️️ نوشته شده توسط زهرا

قضیه ازونجایی شروع شد که یهویی دیدم خانومم شروع کرد به کَل کَل درباره استقلال و پرسپولیس و اینکه بنده فک نکنم با یه بُرد(استقلال) به جایی میرسیم!

و فرداش هم نصف شب بهش پیام دادم که چرا نمیخوابی؟؟؟ میگه نشستم پای نود!!!

من: 🤤🤔

(آخه ایشون تا قبل از این فقط و فقط با شرط وجود چیپس و ماست موسیر حاضر بودن کنار بنده بشینن و فوتبال ببینن!!)

و دیروز هم وایساد به دس جیغ هورا که تیممون قهرمان نیمفصل شد و از این حرفا!

...

تا اینکه بصورت اتفاقی یه نظرِ خصوصی توی وبلاگ توجهم رو جلب کرد:

" تیم شما در ورزشگاه ازادی با سه گل تیم سیاه جامگان مشهد رو برد و قهرمان نیم فصل شد" .

و من: 🤓😎

و با یه بررسی اجمالی دیدم بعـــــله!

یکی داره به خانوم تقلب میرسونه! و ایشون یکی از دوستان وبلاگی همسرجان هستن...

کامنت

۲۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۵ ، ۲۱:۱۲
️️ نوشته شده توسط امین
👨‍

خستم

چشمام خسته‌س

خوابم میاد
گشنمه!
شام نخوردم
شام غذای مورد علاقه‌م بود
بعلاوه بریدنی!
و چند میوه خوشمزه مثه کیوی، نارنگی، پرتغال و انار!
به هیچکدوم میل پیدا نکردم...
خیلی کم اینجور امینی سراغ دارم!

۱۶ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۹۵ ، ۰۰:۱۸
️️ نوشته شده توسط امین

خیلی خیلی خیلی دوس داشتم امشب پیش تو باشم؛ تا هم تو رو شاد کنم و هم خودم! اما دست بر قضا باید برم دانشگاه و برای شادی بقیه تلاش کنم!

ولی بازم خدا رو شکر که مثه پارسال شب یلدا توی پادگان نیستم!

الا ای حال تقدیم به تو...

یلدا مبارک

۱۰ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰ ۳۰ آذر ۹۵ ، ۱۸:۱۶
️️ نوشته شده توسط امین
می خواستم یکم از مسائل و مشکلات زندگی براتون بگم. گفتم چقدر حرف های ناراحت کننده بزنیم واقها؟!
بخشی از کَل کَل های جناب همسر و بنده تقدیم به شما
واسه اون مخاطبایی که گفتن سوتاییاتونم بذارید و...
گرچه نمونه ای از ظلم به خانم ها هست 
ولیییییییییییییییییی
صرررررفا جهت خنده :))))


مکالمه یک زوج مهندس



۱۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۸ آذر ۹۵ ، ۰۹:۳۶
️️ نوشته شده توسط زهرا


-خانم زهرا "زوج مهندسیانی"؟
+بله بفرمایید
-از شرکت آرین تماس میگیرم
+(آرین کدومش بود؟!)بله؟
-یادآوری میکنم درباره کلاس امروز ساعت سه...
+(آها اون جعبه سازیه 😅) بله بله. میام حتما

۲۱ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۰ آذر ۹۵ ، ۲۲:۲۴
️️ نوشته شده توسط زهرا